سيد على اكبر برقعى قمى

61

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

هرگاه درست زير و روى اين موضوع را بنگريم مىبينم منشاء آن خود شريف رضى است زيرا فضايل و محاسن اخلاقى كه در روح وى تو گوئى نقش ثابت به خود گرفته و قابل انفكاك نيست موجب امتياز شعرش گشته است به حكم اينكه هر شاعر و هر گويندهء هر انچه در كمون نفس از فضائل و يا رذائل دارد در در صورتى كه آزاد باشد ابراز مينمايد و گفتارها و شعرهايش تراويده روح اوست و اينسخن قابل انكار نباشد و خوانندگان هر كتاب و يا هر ديوان شعرى را كه باز كنند مىتوانند دير يا زود از روح مؤلف و يا شاعر با خبر گردند و عقايد او را كشف نمايند با قيد اينكه بدانند نويسنده و يا سراينده آزاد بوده است نه اينكه در بند تقيه و ترس و يا اسير طمع و حب جاه و مال و منال بوده كه در اين صورت يقين است كه روحش در تسخير ديگرى بوده و با اراده آزاد نبوده است و با اين وصف ميتوان از مجموع آنچه سرائيده است بروحش پى برد و از ضمير آزادش واقف گرديد بعقيده من امتياز شعر شريف رضى از اشعار شاعران بزرگ كه در شرق و غرب بلند آوازه بودند مانند ابو تمام طائى و متنبى و بحترى براى آن سلسله فضائلى بود كه با روح او پيوستگى داشت و اشعارش بحقيقت تراويده همان فضائلى نفسانى او بود كه شاهوار جلوه ميكرد و هر چه بيشتر در روح خوانندگان تاثير مىبخشد چندانكه آن حشمت و جلالت و هيبت را در اشعار خلفا و ملوك نمىبينم فكيف بشاعران ديگر تو گوئى بوى خلافت بلكه بوى نبوت از آن‌ها استشمام ميگردد چنانچه شريف رضى خود نيز چنين بود مؤلف روضات الجنات آورده است كه روزى شريف رضى در مجلس الطائع للّه خليفه عباسى بود و دست در محاسن خود همى برد خليفه گفت گمان ميكنم كه بوى خلافت از آن استشمام كنى شريف رضى گفت بلكه بوى نبوت از آن استشمام ميكنم و ميدانم كسى كه اين اندازه خود را به پيغمبر پيوسته كرده همى خواهد به تمام معنى